# واژهنامه
استقلال عاطفی
Emotional Independence
/ɪˈmoʊʃənəl ˌɪndɪˈpɛndəns/
# رشد و تحول
سطح سختی: متوسط
تعریف ساده
توانایی تنظیم هیجانات خود و احساس امنیت درونی، بدون نیاز مداوم به تأیید یا حضور دیگران.
تعریف تخصصی
استقلال عاطفی برخلاف انزوا یا سردی هیجانی، به معنای داشتن یک پایهٔ هیجانی درونی پایدار است که به فرد امکان میدهد در روابط، بدون وابستگی افراطی، صمیمی باشد.
مثالهای واقعی
۱
استقلال عاطفی او باعث شد بعد از پایان یک رابطهٔ طولانی، بتواند بهتنهایی هم احساس کامل و امن کند.
۲
استقلال عاطفی یعنی خوشحالیات کاملاً به تأیید دیگران وابسته نباشد.
واژههای مرتبط
درسهای مرتبط
هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.