# واژهنامه
استقلال
Independence
/ˌɪndɪˈpɛndəns/
# رشد و تحول
سطح سختی: سبک
تعریف ساده
توانایی تصمیمگیری، عملکردن و مدیریت زندگی خود بدون وابستگی افراطی به دیگران.
تعریف تخصصی
استقلال یکی از تکالیف رشدی مهم نوجوانی و اوایل بزرگسالی است؛ رشد سالم آن نیازمند تعادل بین جدایی از والدین و حفظ پیوند هیجانی با آنهاست، نه قطع کامل رابطه.
مثالهای واقعی
۱
استقلال او بعد از نقلمکان به شهر دیگر برای تحصیل، بهسرعت در مدیریت مالی و خانهداری شکل گرفت.
۲
استقلال نوجوان در انتخاب دوستانش، بخشی طبیعی از رشد هویتی اوست.
واژههای مرتبط
درسهای مرتبط
هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.