# واژهنامه
بازیدرمانی
Play Therapy
/pleɪ ˈθɛrəpi/
# درمان و رویکردها
سطح سختی: متوسط
تعریف ساده
روشی درمانی برای کودکان است که در آن بازی بهجای گفتوگوی مستقیم، ابزار اصلی بیان احساسات و پردازش تجربیات دشوار است.
تعریف تخصصی
بازیدرمانی بر این فرض استوار است که کودکان اغلب زبان کافی برای بیان مستقیم هیجانات پیچیده ندارند؛ از طریق بازی نمادین (مثل عروسکها)، آنها میتوانند تجربیات خود را ایمنتر بیان کنند.
مثالهای واقعی
۱
در بازیدرمانی، کودک از طریق نقشبازیکردن با عروسکها، ترسش از طلاق والدینش را نشان داد.
۲
بازیدرمانی به کودک کمک کرد بدون نیاز به کلمات، غم از دستدادن حیوان خانگیاش را پردازش کند.
درسهای مرتبط
هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.