# واژه‌نامه

تعارض شناختی

Cognitive Dissonance /ˈkɒɡnətɪv ˈdɪsənəns/
# شناخت و تفکر سطح سختی: سنگین

تعریف ساده

حالت ناراحتی روانی است که وقتی فرد دو باور ناهماهنگ دارد یا رفتارش با باورهایش تضاد دارد، تجربه می‌کند.

تعریف تخصصی

نظریهٔ تعارض شناختی فستینگر بیان می‌کند افراد برای کاهش این ناراحتی، یا رفتار خود را تغییر می‌دهند یا باورشان را طوری بازتفسیر می‌کنند که با رفتارشان همخوان شود؛ حتی اگر این توجیه غیرمنطقی باشد.

مثال‌های واقعی

۱

کسی که سیگار می‌کشد ولی می‌داند مضر است، دچار تعارض شناختی می‌شود و آن را با «استرسم زیاد است» توجیه می‌کند.

۲

تعارض شناختی باعث شد بعد از خرید گران‌قیمت، مدام دلایلی برای درست‌بودن انتخابش پیدا کند.

واژه‌های مرتبط

درس‌های مرتبط

هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.