# واژه‌نامه

خودکارآمدی

Self-Efficacy /sɛlf ˈɛfɪkəsi/
# انگیزش و هدف‌گذاری سطح سختی: متوسط

تعریف ساده

باور فرد به توانایی خودش برای انجام موفقیت‌آمیز یک کار یا رسیدن به یک هدف مشخص است.

تعریف تخصصی

مفهوم خودکارآمدی را آلبرت بندورا در نظریهٔ شناختی-اجتماعی مطرح کرد؛ این باور از چهار منبع اصلی شکل می‌گیرد: تجربهٔ موفق قبلی، الگوبرداری، متقاعدسازی کلامی، و وضعیت هیجانی فرد.

مثال‌های واقعی

۱

خودکارآمدی بالای او در یادگیری زبان، چون قبلاً یک زبان دیگر یاد گرفته، به او اطمینان می‌داد.

۲

دیدن موفقیت هم‌تیمی‌اش در تمرین سخت، خودکارآمدی ورزشکار را نسبت به توانایی خودش افزایش داد.

درس‌های مرتبط

هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.