# واژه‌نامه

دوسوگرایی

Ambivalence /æmˈbɪvələns/
# هیجان و احساسات سطح سختی: متوسط

تعریف ساده

تجربهٔ هم‌زمان دو احساس متضاد (مثل عشق و خشم) نسبت به یک فرد، موقعیت یا تصمیم واحد.

تعریف تخصصی

دوسوگرایی هیجانی بخش طبیعی روابط پیچیدهٔ انسانی است؛ مشکل زمانی آغاز می‌شود که فرد نتواند این تضاد را تحمل کند و مجبور شود یکی از دو احساس را انکار کند (شبیه به تفکیک).

مثال‌های واقعی

۱

دوسوگرایی نسبت به شغلش باعث می‌شد هم از چالش‌هایش لذت ببرد و هم از فشارش خسته شود.

۲

دوسوگرایی در رابطه یعنی هم‌زمان هم عاشق شریک زندگی‌ات باشی و هم از بعضی رفتارهایش عصبانی.

واژه‌های مرتبط

درس‌های مرتبط

هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.