# واژهنامه
سرکوب
Repression
/rɪˈprɛʃn/
# درمان و رویکردها
سطح سختی: سنگین
تعریف ساده
مکانیزم دفاعیای است که در آن افکار، خاطرات یا تمایلات ناخوشایند بهطور ناخودآگاه از حیطهٔ آگاهی دور نگه داشته میشوند.
تعریف تخصصی
سرکوب در نظریهٔ فروید، برخلاف انکار که آگاهانهتر است، کاملاً ناخودآگاه رخ میدهد؛ محتوای سرکوبشده ناپدید نمیشود بلکه میتواند به شکل نشانههای جسمانی یا رفتاری بروز کند.
مثالهای واقعی
۱
سرکوب خاطرات دوران کودکیاش باعث شده بود هیچچیز از آن سالها را به یاد نیاورد.
۲
با سرکوب خشمش نسبت به پدرش، سالها بعد آن خشم به شکل سردرد مزمن ظاهر شد.
واژههای مرتبط
درسهای مرتبط
هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.