# واژه‌نامه

شرم

Shame /ʃeɪm/
# هیجان و احساسات سطح سختی: متوسط

تعریف ساده

هیجانی دردناک است که با احساس «من ذاتاً بد یا ناقصم» همراه است؛ برخلاف گناه که به یک رفتار خاص اشاره دارد، شرم کل هویت فرد را هدف می‌گیرد.

تعریف تخصصی

برنه براون تمایز مهمی بین گناه («کاری بد کردم») و شرم («من آدم بدی هستم») قائل می‌شود؛ شرم مزمن با انزوا، خودانتقادی شدید و اجتناب اجتماعی مرتبط است.

مثال‌های واقعی

۱

شرم از افشای رازش باعث شد سال‌ها آن را حتی از نزدیک‌ترین دوستانش پنهان کند.

۲

به‌جای شرم از اشتباهش، درمانگر کمکش کرد آن را به‌عنوان یک رفتار قابل‌اصلاح ببیند، نه نقص هویتی.

واژه‌های مرتبط

درس‌های مرتبط

هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.