# واژه‌نامه

غرقگی

Flow /floʊ/
# انگیزش و هدف‌گذاری سطح سختی: سنگین

تعریف ساده

حالت ذهنی‌ای است که در آن فرد به‌طور کامل در یک فعالیت غرق می‌شود، تمرکز و لذتش به اوج می‌رسد و حس زمان از دست می‌رود.

تعریف تخصصی

میهای چیک‌سنت‌میهای مفهوم غرقگی را زمانی توصیف کرد که چالش یک فعالیت دقیقاً با سطح مهارت فرد هماهنگ باشد؛ نه آن‌قدر آسان که کسل‌کننده شود، نه آن‌قدر سخت که اضطراب‌آور باشد.

مثال‌های واقعی

۱

غرقگی نقاش هنگام کشیدن تابلو، باعث شد بدون توجه به گذر زمان، تا پاسی از شب کار کند.

۲

غرقگی برنامه‌نویس در حل یک مسئلهٔ پیچیده، باعث شد ساعت‌ها بدون احساس خستگی بگذرد.

واژه‌های مرتبط

درس‌های مرتبط

هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.