# واژه‌نامه

کلیشه‌سازی

Stereotyping /ˈstɛriətaɪpɪŋ/
# شناخت و تفکر سطح سختی: متوسط

تعریف ساده

تعمیم ساده‌شده و اغلب نادرست دربارهٔ ویژگی‌های یک گروه، به‌گونه‌ای که به همهٔ اعضای آن نسبت داده می‌شود.

تعریف تخصصی

کلیشه‌سازی بعد شناختی پیش‌داوری است و به مغز کمک می‌کند اطلاعات پیچیدهٔ اجتماعی را سریع دسته‌بندی کند، اما همین سادگی می‌تواند به قضاوت‌های نادرست و ناعادلانه دربارهٔ افراد منجر شود.

مثال‌های واقعی

۱

کلیشه‌سازی دربارهٔ مهندسان باعث شد تصور کند همهٔ آن‌ها آدم‌های کم‌حرفی هستند.

۲

با کلیشه‌سازی سنی، فکر می‌کرد افراد مسن نمی‌توانند با تکنولوژی جدید کنار بیایند.

درس‌های مرتبط

هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.