# واژه‌نامه

تمایزیافتگی خود

Differentiation of Self /ˌdɪfəˌrɛnʃiˈeɪʃn əv sɛlf/
# روابط و دلبستگی سطح سختی: سنگین

تعریف ساده

توانایی حفظ حس مستقل از خود در روابط نزدیک خانوادگی، بدون گم‌شدن در هیجانات جمعی خانواده یا قطع کامل ارتباط با آن‌ها.

تعریف تخصصی

موری بوون این مفهوم را در نظریهٔ سیستم‌های خانواده مطرح کرد؛ افراد با تمایزیافتگی پایین، در تعارضات خانوادگی به‌شدت درگیر هیجانی می‌شوند، در حالی‌که تمایزیافتگی بالا امکان صمیمیت بدون ازخودبیگانگی را می‌دهد.

مثال‌های واقعی

۱

تمایزیافتگی خود پایین او باعث می‌شد در هر دعوای خانوادگی، کاملاً هیجانی و بی‌طرفی از دست بدهد.

۲

با تمایزیافتگی خود بالاتر، توانست نزدیک به خانواده‌اش بماند، بدون تسلیم‌شدن به همهٔ خواسته‌هایشان.

واژه‌های مرتبط

درس‌های مرتبط

هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.