# واژهنامه
درماندگی آموختهشده
Learned Helplessness
/lɜːrnd ˈhɛlplɪsnəs/
# انگیزش و هدفگذاری
سطح سختی: سنگین
تعریف ساده
حالتی است که در آن فرد پس از تجربهٔ مکرر شکستهای غیرقابلکنترل، حتی وقتی راهحلی وجود دارد، دیگر تلاش نمیکند.
تعریف تخصصی
مفهوم درماندگی آموختهشده را مارتین سلیگمن از طریق آزمایشهایی بر حیوانات مطرح کرد و بعدها آن را به توضیح افسردگی انسانی گسترش داد: فرد باور میکند رفتارش هیچ اثری بر نتیجه ندارد.
مثالهای واقعی
۱
درماندگی آموختهشده باعث شد بعد از چند بار رد شدن در مصاحبه، دیگر برای فرصتهای شغلی جدید اقدام نکند.
۲
دانشآموزی با درماندگی آموختهشده، حتی برای درسی که میتواند یاد بگیرد، تلاش نمیکند.
واژههای مرتبط
درسهای مرتبط
هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.