# واژهنامه
مدیریت زمان
Time Management
/taɪm ˈmænɪdʒmənt/
# رفتار و عادت
سطح سختی: سبک
تعریف ساده
مهارت برنامهریزی و تخصیص آگاهانهٔ زمان به فعالیتهای مختلف، برای افزایش بهرهوری و کاهش استرس.
تعریف تخصصی
مدیریت زمان مؤثر معمولاً شامل اولویتبندی وظایف (مانند ماتریس آیزنهاور)، تعیین اهداف مشخص و مدیریت حواسپرتیهاست؛ ارتباط تنگاتنگی هم با خودتنظیمی و کنترل تکانه دارد.
مثالهای واقعی
۱
مدیریت زمان بهتر، به او کمک کرد بدون عجلهٔ آخرین لحظه، گزارش ماهانهاش را زودتر تمام کند.
۲
ضعف در مدیریت زمان، باعث میشد همیشه کارهای مهم را تا آخرین لحظه به تعویق بیندازد.
واژههای مرتبط
درسهای مرتبط
هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.