# واژهنامه
چارهجویی مسئله
Problem Solving
/ˈprɒbləm ˈsɒlvɪŋ/
# شناخت و تفکر
سطح سختی: سبک
تعریف ساده
فرایند شناختی شناسایی یک مشکل، تولید راهحلهای ممکن، ارزیابی آنها و اجرای بهترین گزینه است.
تعریف تخصصی
مدل کلاسیک چارهجویی مسئله شامل مراحل تعریف مسئله، تولید گزینهها، ارزیابی پیامدها، انتخاب و اجراست؛ ضعف در این مهارت با اضطراب و اجتناب بیشتر مرتبط است.
مثالهای واقعی
۱
با چارهجویی مسئله بهجای نگرانی صرف، او سه گزینهٔ عملی برای حل مشکل مالیاش نوشت.
۲
درمانگر به مراجع آموزش داد بهجای نشخوار فکری، از مهارت چارهجویی مسئله استفاده کند.
واژههای مرتبط
درسهای مرتبط
هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.