# واژهنامه
بحران هویت
Identity Crisis
/aɪˈdɛntəti ˈkraɪsɪs/
# رشد و تحول
سطح سختی: متوسط
تعریف ساده
دورهٔ سردرگمی دربارهٔ ارزشها، نقشها و جهتگیری زندگی فرد است که معمولاً در نوجوانی یا گذارهای بزرگ زندگی رخ میدهد.
تعریف تخصصی
اریک اریکسون بحران هویت را یکی از هشت مرحلهٔ رشد روانی-اجتماعی میداند («هویت در برابر سردرگمی نقش»)؛ عبور موفق از این بحران به شکلگیری حس پایدار از «من کیستم» میانجامد.
مثالهای واقعی
۱
او در بحران هویت نوجوانیاش، بارها رشتهٔ تحصیلی و گروه دوستانش را عوض کرد.
۲
بعد از بازنشستگی، بحران هویتی تجربه کرد چون دیگر نمیدانست «من بدون شغلم چه کسیام».
واژههای مرتبط
درسهای مرتبط
هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.