# واژه‌نامه

گسست هویتی

Identity Diffusion /aɪˈdɛntəti dɪˈfjuːʒn/
# رشد و تحول سطح سختی: سنگین

تعریف ساده

وضعیتی در رشد هویت است که فرد نه در حال کاوش فعال است و نه هیچ تعهدی به ارزش‌ها یا نقش‌های مشخصی دارد؛ نوعی سردرگمی بی‌جهت.

تعریف تخصصی

جیمز مارسیا گسست هویتی را یکی از چهار وضعیت هویت می‌داند که معمولاً با بی‌انگیزگی، بی‌هدفی و گاهی رفتارهای پرخطر همراه است؛ برخلاف بحران هویت که کاوش فعال دارد، گسست هویتی حتی کاوش را هم شامل نمی‌شود.

مثال‌های واقعی

۱

گسست هویتی نوجوان، به‌شکل بی‌تفاوتی کامل نسبت به انتخاب رشتهٔ تحصیلی یا هدف آینده‌اش بروز کرد.

۲

گسست هویتی باعث می‌شد هیچ برنامه یا جهت‌گیری مشخصی برای آیندهٔ خودش نداشته باشد.

درس‌های مرتبط

هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.